۩۞۩Extra-Biology۩۞۩ Zende Yad Sadeghi High School آخرین مطالب
پنج شنبه 9 آذر 1398برچسب:, :: 22:46 :: نويسنده : ۩۞۩Omid۩۞۩
تاریخچهٔ اندیشههاآناکسیماندروس، فیلسوف یونان باستان عنوان کردهاست: «بشر در ابتدا به صورت حیوانی دیگر، شبیه ماهی بودهاست». کارل لینه کسی بود که برای اولین بار لغت homo را که امروزه در زیستشناسی (در مراجع انگلیسی) برای سردهٔ انسان به کار میرود را در سیسستم طبقهبندی موجودات خود استفاده کرد. لینه و سایر دانشمندان هم عصرش کپیهای بزرگ را به عنوان نزدیکترین گونههای جانوری به انسان از نظر ریختشناسی و کالبدشناسی دسته بندی کردند. اندیشهٔ امکان وجود نیاکان مشترک برای انسان و کپیهای قدیم تر با انتشار کتاب خاستگاه گونهها توسط چارلز داروین در سال ۱۸۵۹ میلادی مطرح شد. داروین در این کتاب اندیشهٔ تکامل گونههای جدید از گونههای قدیمتر را توضیح داد. کتاب داروین به منشأ پیدایش انسان پاسخی نداد و تنها به این نکته بسنده کرد که «به زودی منشا پیدایش انسان و روند تکامل آن روشن خواهد شد». نخستین مناظرهها دربارهٔ ماهیت تکامل انسان بین توماس هاکسلی و ریچارد اون درگرفت. هاکسلی تکامل انسان از کپیها را با ارایه موارد بسیاری از شباهتها و تفاوتهای بین انسانها و کپیها توضیح داد. او همچنین در سال ۱۸۶۳ میلادی کتابی با عنوان شواهدی در مورد جایگاه انسان در طبیعت در این زمینه منتشر کرد. اما در هر حال خیلی از طرفداران اولیه داروین ( مانند الفرد راسل والاس و چارلز لایل ) موافق نبودند که منشا قابلیتهای ذهنی و احساسات اخلاقی انسانها میتواند با انتخاب طبیعی توضیح داده شود. داروین کاربرد نظریهٔ تکامل و انتخاب جنسی در مورد انسانها را در کتابش با عنوان تبار انسان، و انتخاب طبیعی در ارتباط با جنسیت که در سال ۱۸۷۱ میلادی منتشر شد، توضیح داد. مشکل بزرگی که در آن زمان وجود داشت عدم وجود سنگوارههای گونههای انتقالی بود. با وجودی که اوژن دوبوا در سال ۱۸۹۱ میلادی سنگوارهٔ موجودی را در جزیرهٔ جاوه کشف کرد که هماکنون انسان راستقامت نامگذاری شدهاست، ولی این مشکل کماکان ادامه داشت تا اینکه در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی با کشف نمونههای متعددی از سنگوارههای گونههای انتقالی در آفریقا، گردآوری اینگونه سنگوارهها آغاز شد. در سال ۱۹۲۵ میلادی، ریموند دارت گونه جنوبیکپی افریقایی را از روی نمونه سنگوارهای مربوط به یک نوزاد که در اطراف شهر توانگ آفریقای جنوبی در یک غار پیدا شده بود، معرفی کرد. باقیماندههای این نوزاد یک جمجمهٔ بسیار کوچک و قالبی از مغز او بود. با وجودی که مغز یافت شده کوچک بود (۴۱۰ سانتی متر مکعب)، ولی شکل آن برخلاف مغز شامپانزهها و گوریلها حالت گرد و به مغز انسانهای امروزی شباهت داشت. همچنین، نمونهٔ یافت شده دارای دندانهای نیش کوتاه بود و موقعیت سوراخ پس سری آن نشان میداد که این سنگواره مربوط به موجودی دو پا بودهاست. تمام این شواهد دارت را قانع ساخت که سنگوارهٔ کودک توانگ مربوط به نیاکان دو پای انسانها است که شکل انتقالی بین انسان و کپیها بودهاند. طبقه بندی انسانها و وابستگان آنها از سال ۱۹۵۰ میلادی به بعد تغییرات عمدهای کردهاست. به عنوان مثال، قبلا جنوبیکپیآساهای ظریف به عنوان نیاکان سردهٔ انسان پنداشته میشدند جنوبیکپیآساها و انسانهای خردمند امروزی هر دو از دودمان انسانتباران هستند. دادههایی که در دههٔ ۱۹۷۰ میلادی جمعآوری گردید نشان داد که جنوبیکپیآساها گروه متنوعی بودهاند و جنوبیکپیهای آفریقایی ممکن است نیاکان مستقیم انسان نبوده باشند. با طبقهبندی مجدد جنوبیکپیآساها که در ابتدا به دو بخش ظریف و تنومند تقسیم میشدند، بخش تنومند به عنوان سردهای جدید با نام پرامردم معرفی شد. آرایهشناسان، انسانهای خردمند امروزی، جنوبیکپیآساها و سایر گونههای وابسته را به مانند کپیهای بزرگ در خانواده انسانسایان قرار میدهند. ریچارد داوکینز در کتابش با نام داستان نیاکان عنوان میکند که جنوبیکپیآساهای تنومند نیاکان گوریلها بودهاند، پارهای از جنوبیکپیآساهای ظریف نیاکان شامپانزهها و باقی آنها نیاکان انسانهای خردمند امروزی بودهاند. پیشرفتهای عمده در دانش تعیین توالی دیانای در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، به ویژه در زمینهٔ دیانای میتوکندریایی (mtDNA) و دیانای Y یا Y-DNA کمک بزرگی به فهم منشأ پیدایش بشر کردهاست. تعیین توالی mtDNA و Y-DNA که از گروههای گستردهای از جمعیتهای بومی گردآوری شد اطلاعات نیاکان آنها را که به ژنهای موروثی مردانه و زنانه مرتبط است، روشن ساخت. مرتب کردن این اطلاعات در درخت ژنتیکی به عنوان پشتوانهای بر نظریهٔ خروج از آفریقا قلمداد شد. تحلیلها نشان دهندهٔ گوناگونی بیشتر الگوی دیانای در آفریقا بودهاند که این مطلب با این نظریه که آفریقا موطن حوای میتوکندریایی و آدم رنگینتن Y بوده، سازگار است. _______________________________________________________________________ شواهد موجودشواهد تکامل انسان در بسیاری از زمینههای علوم طبیعی یافت میشود. بیشتر این شواهد در سنگوارههای گردآوری شدهاست هرچند که دانش ژنتیک نیز نقش تکمیلی و رو به رشدی در این زمینه دارد. مطالعات رشدشناسی، تاریخ نژادی و به ویژه زیستشناسی تکاملی در مورد مهره داران و بی مهرگان بینش قابل توجهی در مورد تکامل کل حیات و به ویژه اینکه انسانها چگونه تکامل یافتهاند فراهم میکند. مطالعات خاص در مورد مبدأ حیات انسانها، انسانشناسی با گرایش دیرینانسانشناسی نامیده میشود. سنگوارههای گردآوری شده از انسانسایان نشان میدهد که در طول زمان به تدریج ستون فقرات آنان صاف شده، حجم مغز افزایش یافته، ترکیبات صورت ظریفتر شده، و عضلات مربوط به جویدن همزمان با تغییر وضعیت دندانها کمتر شدهاست. در نخستیسانان عالی، دُم در لگن خاصره به صورت استخوان خاجی گنجانده شدهاست. تمام مهره داران حداقل در مدتی از زندگی خود دارای دُم هستند. در انسانهای خردمند امروزی، دُم به مدت چهارهفته در طول مراحل کارنگی ۱۴ تا ۲۲ دروهٔ جنینی وجود دارد. انسانهای خردمند امروزی دارای پلک سوم میباشند که کارآیی ندارد. انسانها همچنین دارای عضلات خارجی گوش هستند که حیوانات از آنها برای چرخاندن و کنترل گوشها به صورت مستقل از سر استفاده میکنند تا بتوانند بر صداهای خاصی متمرکز شوند. انسانها هنوز باقیماندههایی از چنین عضلاتی را دارند ولی این عضلات در طول تکامل ضعیف شدهاند به گونهای که فقط قادرند گوشهای انسان را کمی تکان دهند. عضلهٔ پلانتاریس در پای انسان نیز شاهدی است بر تکامل انسانهای خردمند امروزی. این عضله در حیوانات برای گرفتن و کنترل اشیاء با پاهایشان استفاده میشود و به آنها این قابلیت را میدهد که از پاهایشان مانند دستهایشان برای گرفتن اشیا استفاده کنند. در انسانها نیز این عضله وجود دارد ولی در طول تکامل چنان کارآیی خود را از دست دادهاست که امروزه پزشکان هنگام نیاز به بافتهای ترمیمی برای سایر قسمتهای بدن آن را خارج و از آن استفاده میکنند. این عضله چنان برای بدن انسان بیاهمیت شده که ٪۹ انسانهای امروزی بدون آن متولد میشوند. مدرک دیگری بر تکامل اندام ژاکوبسون است که بخشی از کالبد حیوانات میباشد. ریشهٔ این اندام را در انسان میتوان در پیشینهٔ جنسی انسانها در ماقبل تاریخ جستجو کرد. این اندام که در مجرای بینی واقع است، فرومونها را که مواد شیمیایی تحریک کنندهٔ جنسی، هشدار دهنده یا یابندهٔ غذا هستند، ردیابی میکند. این اندام به حیوانات اجازه میدهد که همنوعانشان را برای جفتگیری یا اعلام خطر تعقیب کنند. انسانها با اندام ژاکوبسون به دنیا میآیند، ولی قابلیتهای این اندام در مراحل اولیهٔ پس از تولد رفته رفته کم میشود تا جایی که دیگر استفادهای ندارد. در مواردی برای اندامهایی که به عنوان اندامهای زائد شناخته میشدند کاربردهایی پیدا شدهاست. دندانهای عقل دلایل دیگری بر تکامل انسان هستند. نیاکان انسان به مقدار زیادی از گیاهان تغذیه میکردند و نیاز داشتند تا مقادیر زیادی از گیاهان را در طول یک روز با سرعتی کافی بخورند تا بتوانند مواد مورد نیاز بدنشان را تأمین کنند. این موضوع خصوصاً زمانی اهمیت داشت که بدن انسان قابلیت هضم سلولز به میزان کافی را نداشت. هنگامی که عادات غذایی بشر تغییر کرد، آروارهٔ انسان کوچکتر شد و دیگر نیازی به دندان آسیای سوم یا دندان عقل نبود. در ژنتیک تکاملی انسان بررسی میشود که تا چه میزان یک ژن انسان با بقیه و با گذشتهٔ تکاملی که سبب پیدایش آن شده تفاوت دارد. تفاوت بین ژنها مفاهیم و کاربردهای متنوعی در انسانشناسی، پزشکی و پزشکی قانونی دارد. دادههای ژنتیک بینش عمدهای در زمینهٔ تکامل انسان فراهم میکند. در سال ۲۰۰۵ بیش از صد نفر از دانشمندان در ده موسسهٔ پژوهشی بزرگ دنیا، با مطالعهٔ ۲۳۷ میلیون جفت از اجزای تشکیلدهندهٔ کروموزوم شماره ۲ انسان، نشان دادند که این کروموزوم از جوش خوردن دو کروموزوم شامپانزه ایجاد شدهاست و به همین دلیل است که انسانها یک جفت کروموزوم کمتر از شامپانزهها دارند. نتایج این مقاله نشان میدهد انسان و شامپانزه نیاکان مشترک داشتهاند. _______________________________________________________________________________ پیش از انسانتکامل کپیهای بزرگتاریخچهٔ تکامل نخستیسانان به ۶۵ میلیون سال پیش باز میگردد. قدیمی ترین گونهٔ پستاندار شبیه به نخستیسانان، پلسیاداپیس، ابتدا در آمریکای شمالی میزیست و بعدها در شرایط آب و هوایی گرمسیری دورهٔ پالئوسن و ائوسن در اوراسیا و آفریقا پراکنده گردید. نخستیسانان اولیه با توجه به شواهد موجود در اوراسیا رشد و نمو پیدا کردند و این دودمان که بعدها منجر به پیدایش کپیهای آفریقایی و انسانها گردید، از اروپا و آسیای غربی به سمت جنوب به طرف آفریقا مهاجرت کردند. آن بخشی از جمعیت آنان، که بیشتر سنگوارههای آنان در لایههای بالایی دورهٔ ایوسن و لایههای پایینی دورهٔ الیگوسن در نزدیکی شهر فیوم مصر یافت شدهاست، در واقع نیاکان تمام گونههای زنده لمور در ماداگاسکار، لوریس تنبل در آسیای جنوب شرقی، گالاگو در آفریقا، راستبینیان یا میمونهای بر قدیم، میمونان: میمونهای بر جدید، کپیهای بزرگ و انسانهای خردمند امروزی محسوب میشوند. قدیمی ترین میمون بر قدیم شناخته شده کامویاکپی است که قدمت سنگوارههای یافت شدهٔ آن در لایههای بالایی دورهٔ الیگوسن در نواحی شمال کنیا ۲۴ میلیون سال برآورد میشود. گمان میرود که نیای این میمون بر قدیم، گونهای نزدیک به آجیپتوکپی، پراپلیوکپی و پاراکپی باشد که در حدود ۳۵ میلیون سال پیش در فیوم میزیستهاست. در سال ۲۰۱۰ میلادی، با معرفی سعدان که تخمین زده شده حدود ۲۸ تا ۲۹ میلیون سال پیش میزیستهاست، به عنوان گونهای نزدیک به آخرین نیای مشترک راستبینیان، جای خالی موجود در دورهای ۱۱ میلیون ساله در سنگوارههای گردآوری شده پر شد. تنوع انواع درخت زی میمونهای بر قدیم و کپیهادر شرق آفریقا در اوایل دورهٔ میوسن، حدود ۲۲ میلیون سال پیش، نشانگر تاریخچهای طولانی از پراکنده شدن گونهها از زمانهای پیشتر از آن است. سنگوارههایی که از ۲۰ میلیون سال پیش به جا ماندهاند شامل تکههایی هستند که به ویکتوریاکپی، قدیمی ترین میمونهای بر قدیم نسبت داده میشوند. از میان سردههایی از دودمان کپیها که گمان میرود تا ۱۳ میلیون سال پیش میزیستهاند میتوان به پروکنسول، رنگواکپی، دندروکپی، لیمنوکپی، ناچولاکپی، اکواتوریوس، نیانزاکپی، افروکپی، هلیوکپی، و کنیاکپی که همگی در شرق آفریقا میزیستهاند اشاره کرد. وجود گونههایی غیر از میمونان بر قدیم در اواسط دوره میوسن و در مناطقی دور از هم، مانند اوتاوی کپی که سنگوارهٔ آن در رسوبات غارهای نامیبیا پیدا شده و پیرول کپی و درایوکپی که در فرانسه، اسپانیا و اتریش یافت شدهاند حکایت از تنوع فراوان این گونهها در آفریقا و مناطق مدیترانه در آب و هوای نسبتاً گرم و نامتغیر اوایل و اوسط دورهٔ میوسن دارد. جدیدترین گونه از خانوادهٔ انسانسایان در دورهٔ میوسن، اوپروکپی نام دارد که ۹ میلیون سال پیش میزیستهاست و سنگوارهٔ آن در بسترهای زغال سنگ در ایتالیا یافت شدهاست. شواهد مولکولی نشان میدهد که گیبونها حدودا ۱۲ تا ۱۸ میلیون سال پیش از کپیهای بزرگ جدا شدند و اورانگوتانها ۱۲ میلیون سال پیش از کپیهای بزرگ جدا شدند. هنوز سنگوارهای که بتوان با کمک آن نیاکان گیبونها را (که ممکن است محل پیدایش آنها از جمعیتهای انسانسایان جنوب شرق آسیا بوده باشد) مستند کرد، یافت نشدهاست. اما در مورد اوانگوتانها، میتوان سیواکپی در هند و گریفوکپی در ترکیه را که ۱۰ میلیون سال پیش میزیستهاند به عنوان نیاکان آنها بر شمرد. _____________________________________________________________________________ جدا شدن دودمان انسان از سایر کپیهای بزرگاز گونههای ناکالی کپی که سنگوارههای آن در کنیا و اورانوکپی که سنگوارههای آن در یونان یافت شدهاست، میتوان به عنوان گونههای نزدیک به آخرین نیای مشترک گوریلها، شامپانزهها و انسانها نام برد. شواهد مولکولی نشان میدهد که بین ۴ تا ۸ میلیون سال پیش، ابتدا گوریلها و سپس شامپانزهها از دودمانی که در نهایت به انسانهای خردمند امروزی انجامید، جدا شدند. از نظر مقایسهٔ چندریختی تک-نوکلئوتید تقریبا ۹۸٫۴ درصد دی ان ای انسان با دی ان ای شامپانزه یکسان است. سنگوارههای گردآوری شده از گوریلها و شامپانزهها محدود است. از جمله دلایل این موضوع، میتوان به شرایط نامطلوب جغرافیای محل زندگی آنان (خاک جنگلهای بارانی اسیدی است و استخوان را حل میکند) و خطای نمونهبرداری اشاره کرد. سایر انسانساییان احتمالا همراه با گونههای دیگر جانوران مانند بزکوهی، سگ، خوک، کفتار، فیل و اسب، به تدریج با آب و هوای خشکتر مناطق خارج از محدودهٔ نوار استوا تطبیق پیدا کردند. از حدود ۸ میلیون سال پیش، نوار استوایی (از نظر تقسیم نبدی آب و هوایی) شروع به کوچکتر شدن کردهاست. سنگوارههای گونههای دودمان انسان پس از جدا شدن از شامپانزهها امروزه نسبتاً به خوبی شناخته شدهاند. قدیمی ترین آنان ساحلمردم چادی، که ۷ میلیون سال پیش و اررین توگنی که ۶ میلیون سال پیش میزیستند، هستند و پس از آنان سردههای زیر میزیستند:
پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||||||||||||||||||
![]() |